من کیم؟
من کیم؟ سالها در ذهنم بود و جوابی نیافتم.
نه در عشق شمس و مولانا، نه در آنچه ارسطو گفت.
هرکدام به بخشی از آن اشاره کرده بودند، اما هیچکدام «من» را نیافتند.
این کتاب یک سفرنامه است؛ سفرنامهای که سی سال پیش با خواندنِ یک کتاب شروع شد، و امروز با نوشتنِ این کتاب شروع میشود.
این راه را پایانی نیست، اما آغازش اینجاست:
پایانِ سفر سیسالهی من. سی سال، که نه سی مرغ.
مرداد ۲۵۸۵
من کیم؟
کلید خواندن کتاب
انسانِ امروز در زندانی زندگی میکند که میلههایش از «پول»، دیوارهایش از «مرز» و سقفش از «مذهبِ تحریفشده» ساخته شده است. «من کیم؟»، تلاشی است برای ویرانکردن این زندان و بازگشت به واقعیتِ اصیلِ انسانی.

پرسشهایی که منحرف شد:
بشر از نخستین روزی که اندیشیدن را آموخت، با پرسشهایی زندگی کرد که یا جوابی نداشتند، یا جوابی که داشتند جهتدار بود:
من کیم؟ از کجا آمدهام؟ آگاهی چیست؟ چرا رنج میکشیم؟ زندگی برای چیست؟ و چرا تمدنی که ساختهایم، متمدن نیست؟
این پرسشها آنقدر بیجواب ماندند که امروز بیشتر شبیه رؤیاهایی دور به نظر میرسند تا سؤالهایی واقعی. و شاید کسی نفهمید آنچه بر سر انسان و تمدن آمده، از همین بیجوابیها آغاز شد: انسان بهجای آنکه خود را بشناسد، برای خود تعریفی ساخت؛ و بعد بر پایهی همان تعریفِ ناقص، مذهب و سیاست و اقتصاد و آموزش و تمدنش را بنا کرد.
نتیجهاش جهانی است که در آن انسان از هر زمان دیگری قدرتمندتر است، اما هنوز نمیداند چیست.
حدود سی سال پیش، خواندنِ یک کتاب این شک را در من برانگیخت که بسیاری از آنچه به نام مذهب گفته شده بود، واقعیت ندارد. نه بیخیال شدم و نه به مذهبی دیگر روی آوردم. آن شک، آغاز جستوجویی شد که بیش از یکچهارم قرن ادامه پیدا کرد و سرانجام مرا به وادی علم کشاند؛ به آخرین یافتهها و آخرین پرسشهای بیپاسخش.
ادعا نمیکنم آنچه در این کتاب میخوانید عین واقعیتِ نهایی است. ادعا میکنم تلاشی است برای کنار هم گذاشتنِ یافتههای موجود و پرسشهایی که هنوز بیپاسخ ماندهاند — نه کشفِ چیزی تازه، بلکه ساختنِ یک معماری یکپارچه از آنچه هست؛ معماریای بالاتر از محدودهی یک تخصص، چون هیچ تخصصی بهتنهایی از پسِ این سؤال برنمیآید.
اینجا قرار نیست با زبان مقاله و فرمول صحبت شود. جزئیات نظریهها، استدلالها و ارجاعات در نوشتههای علمی اصلی آمدهاند و در بخش «نگاه نو» همین سایت در دسترساند. آنچه اینجا میخوانید، روایتِ سادهی همان مسیر است.
این کتاب در حال نوشتهشدن است و قسمتبهقسمت، همینجا منتشر میشود.
قسمت اول، از دو ثانیهای شروع میشود که همهچیز را عوض کرد.
مرداد ۲۵۸۵
بودن یا نبودن؛ مسئله این نیست.
بودن یا نبودن، وقتی خطری تهدیدت نمیکند، بیشتر شبیه یک شعر است.
اما اگر بخواهی معنای واقعیاش را بفهمی، باید میان دو ثانیه بایستی.

دو ثانیه به نیستی:
هجدهساله بود و تخریبچی؛
کارش با مین بود،
در فاصلهی وحشتناکِ
میان نیروهای خودی و دشمن.
بین صدای ماسوره و انفجار،
فقط دو ثانیه وقت بود
دو ثانیهای که به اندازهی هجده سال بر او اثر گذاشت.
سفرنامهی «من کیم؟» از همانجا شروع شد:
از لحظهای که پرسش، متولد شد،
و از کودکیای که سالها پیش خاکش را آماده کرده بود
فقر، مذهبِ موروثی، و کتابی که
همهچیز را شکست.
