D-Toke راز ظهور هستی

معماری هستی

مرداد ۲۵۸۵

معماری هستی: D-TOC، مرز پنهانِ خلأ و وجود

سال‌هاست انسان با پرسشِ منشأِ هستی دست‌وپنجه نرم می‌کند. از اسطوره‌ها و ادیان تا فلسفه و فیزیکِ مدرن، بشر راه‌های بی‌شماری برای توضیحِ پیدایش پیش نهاده است — از آفرینشِ یک‌باره تا انفجارِ بزرگ. اما یافته‌های تازه‌ی علم، و انبوهِ پرسش‌های بی‌پاسخی که با وجودِ این همه پیشرفت همچنان باقی مانده‌اند، پنجره‌ای تازه می‌گشایند: شاید هستی نه از هیچ، با معجزه یا انفجاری آنی، بلکه — درست مثلِ خودِ زندگی — گام‌به‌گام و از دلِ آزمون‌وخطا شکل گرفته باشد.
«معماری هستی: D-TOC» می‌کوشد، تنها با تکیه بر یافته‌های تأییدشده‌ی علمی، معماری‌ای برای همین پیدایش پیشنهاد کند: نشان دهد چگونه از دلِ همان دو ظرفیتِ نهفته در خلأ — کشش و نوسان — می‌تواند جهانی پدید آید
.
محمد (دادار) فرقانی، پژوهشگر مستقل، مارکهام، کانادا.

چکیده:
این مقاله می‌کوشد نشان دهد آگاهی از کجا برمی‌خیزد و چه نسبتی با هوشیاری، کوالیا، تحریک‌پذیری و کنش دارد. نقطه‌ی آغاز، سه مجهولِ بنیادینِ فیزیکِ معاصر است که هر یک به لایه‌ای پنهان اشاره می‌کند: ماهیتِ ظرفیتِ خلأ، ماهیتِ ماده‌ی تاریک، و خاستگاهِ حاکمیتِ ریاضیات بر جهان. چارچوبِ D-TOC این سه مسئله را به یک لایه‌ی مشترکِ پیشافنوتیپی بازمی‌گرداند و آن را با مفهومِ D-Token صورت‌بندی می‌کند: واحدی بنیادی با دو ظرفیت — کشش و نوسان — که از تعاملِ آن‌ها الگو، پایداری، آستانه و فنوتیپ پدید می‌آید. بر این مبنا، مقاله آگاهی را در سطحِ خودِ الگو می‌نشاند و آن را از هوشیاری، کوالیا، تحریک‌پذیری و کنش — که فنوتیپ‌هایی متمایز از الگو فهمیده می‌شوند — متمایز می‌کند.

سبد خرید
پیمایش به بالا